سه ماهگی قند عسلم...
فرشته ی کوچولوی من ماهگرد زمینی شدنت مبارک پرنیای من ماه از اومدنت بین ما و قشنگ کردن زندگیمون می گذره حالا دیگه اصلا نمی تونم زندگی رو بدون تو تصور کنم این ماه کلی آغون آغون می گفتی و می خندیدی حسابی حواست جمع و همه جا رو زیر نظر داری. واینم پرنیا و دستاش مامانی چقدر عکس می گیری ...حالا که اینطوری شد منم چشمام رو می گیرم بابایی بیا یه چی توی گوشت بگم حالشو ببری فقط مامانی نفهمه مامان من تشک بازی رو دوست ندا...
نویسنده :
✽مامان پرنسس پرنیا(✿◠‿◠) ✽
15:47








